خط داستانی
از لحظه ای که او از در ورودی صحنه چهره معشوق خود را می بیند، ایو هارینگتون مصمم است قدرت را از بازیگر بزرگ مارجو چنینگ از او برباید. ایو به نقشی در برادوی مارجو دست می یابد، به احساسات تبدیل می شود و حتی آشوبی در زندگی کارگردان دوست پسر، نمایشنامه نویس و همسرش به وجود می آورد. تنها منتقد تئاتر بدبین که از ایو عبور می کند، با جسارت و الگوی دقیق فریب او را تحسین می کند.