خط داستانی
استونی بروک، راستی جوزلین و ریکو، معروف به سه مسکیتیر، در پایان جنگ اسپانیایی-آمریکایی به اوکلاهما بازمیگردند و نگران این هستند که برخی از دوستان زخمیشان آیندهای رضایتبخش ندارند. وقتی دولت به کهنهسربازان در سرزمین تازهگشوده اوکلاهما زمینهای اولویتدار پیشنهاد میدهد، آنها به دوستانشان خبر میدهند که به آنجا بپیوندند. اما وقتی به آنجا میرسند، با استقبال خصمانهای مواجه میشوند زیرا دامداران از ورود "مستقرها" ناراضی هستند و مصمم به بیرون راندن آنها هستند. مِیس لیسکامب و برادرش اورو نه تنها قصد دارند مستقرها را بیرون کنند، بلکه میخواهند دامداران را نیز فریب دهند و مالکیت انحصاری زمینهای مرتع را برای خود به دست آورند. استونی و دوستانش در نهایت به دامداران صادق نشان میدهند که جایی برای مستقرها وجود دارد و هر دو در حال مبارزه با یک دشمن مشترک هستند.