اشتباه قلب
Irrtum des Herzens
در بعدازظهر شب کریسمس، خواهر آنجلیکای عزیز از رئیسش، پروفسور ریمرز، خداحافظی میکند، زیرا او شغلش را ترک کرده است. ریمرز دلیل این کار را درک نمیکند و از آنجایی که او هیچ کلمهای درباره دلیل ترک شغلش نمیگوید، از او میخواهد که شب را با او و پسرش کنراد بگذراند. اما کنراد میخواهد از تعطیلات استفاده کند تا والدین طلاقگرفتهاش را دوباره به هم برساند و به محض رسیدن آنجلیکا به خانه، او را بیرون میکند. ناامید و غمگین، او به فرودگاه میرود تا با کاپیتان ون سانتن ملاقات کند، که او نیز از او دعوت کرده تا تعطیلات را با هم بگذرانند.