ویتوریو د سیکا، وارث یک مبلغ کلان پول و صاحب یک دکه فروش روزنامه، به اندازه کافی از کسب و کارش درآمد کسب میکند تا به یک استراحتگاه مد روز برود. او یک بلیط کروز از یک اشرافزاده که دوست قدیمیاش است، دریافت میکند و وقتی از دوربینی که نام دوستش روی آن است استفاده میکند، به اشتباه به جای اشرافزاده شناخته میشود. آسیه نوریس نقش یک خدمتکار را بازی میکند که به خاطر شخصیت واقعی او به او علاقهمند میشود و نه به خاطر آنچه دیگران فکر میکنند. پایان خوش زمانی میآید که د سیکا با نوریس ازدواج میکند، که واقعیتر از زیباییهای نازپرورده جامعهای است که او با آنها مهمانی میکرده.