ازدواج
Marriage
پودکولسین، مردی رسمی، از زندگی مجردی خود خسته شده است، اما در عین حال از به هم خوردن روال عادی خود میترسد. دوستش، کوچکارف، ازدواجی بین پودکولسین و دختر بازرگان، آگافیا تیخونونا، ترتیب میدهد. کوچکارف تلاش زیادی میکند تا دوستش را قانع کند که به سمت عروسش برود. اما در آخرین لحظه، پودکولسین که از تغییرات قریبالوقوع میترسد، فرار میکند.