من جک مورتیمر بودم
I Was Jack Mortimer
رهبر ارکستر حسود، مونتیمایور، میداند که همسر جوان و زیبایش، وینیفرد، با یک آمریکایی به نام جک مورتیمر خیانت میکند. پس از تمرین کنسرت، او با تاکسی به ایستگاه قطار میرود، مورتیمر را میبیند و از صندلی عقب تاکسی به او شلیک میکند. صدای شلیک در شلوغی ترافیک شنیده نمیشود. راننده تاکسی، اسپونر، که در ماشینش با مورتیمر که حالا مرده است نشسته، دچار وحشت میشود.