خط داستانی
میکی در حال رانندگی با تاکسی است. اولین مسافر او یک آقای بسیار بزرگ است. میکی ترافیک را متوقف میکند و از افسر پلیس تذکر میگیرد. تاکسی به یک جاده بد برخورد میکند و مسافر را تقریباً به هیچ میرساند و سپس او را از تاکسی پرتاب میکند. میکی به کنار خیابان میرسد و مسافر دومش، مینی، را سوار میکند. او در حین سفر آکاردئون مینوازد. تاکسی پنچری میشود و میکی از یک خوک برای باد کردن لاستیک استفاده میکند.