چراغهای درخشان
Bright Lights
اوزوالد میخواهد مل زولو، ملکه شیمی را ببیند اما پول کافی ندارد. وقتی میبیند که آقایان با وقار بدون بلیط وارد میشوند، سعی میکند با باد کردن سینهاش و قدم زدن به داخل، نگهبان را فریب دهد تا فکر کند او مهم است. این کار جواب نمیدهد و او مجبور میشود به یک طرح دوم روی آورد، یعنی زیر سایه یک مشتری دیگر به داخل نفوذ کند. او دستگیر میشود و وقتش را در حال فرار از نگهبان در سرتاسر تئاتر میگذراند.