خط داستانی
یک مبارز سابقاً بدنام شغفتی محترم در یک مزرعه به دست میآورد. "نوادا" مسئول محافظت از دختر زیبا صاحب مزرعه است و این موضوع باعث ایجاد دشمنی با کلان دیلون، سرپرست مزرعه، میشود که عاشق دختر است. سرپرست شرور شایعهای درباره گذشته تاریک رقیبش به کلانتر میگوید و این مبارز سابق به زودی دوباره در حال فرار است.