چیز ممنوعه
The Forbidden Thing
آبل بلیک، فردی متعصب، در حال برنامهریزی برای ازدواج با جوانی خانگی به نام جوآن است، اما او به یک روستای ماهیگیری همسایه برای مراقبت از عموی بیمار خود فراخوانده میشود. در غیاب او، آبل تحت تأثیر منفی دوستانش قرار میگیرد که او را به سالن رقص معروف رایان میبرند، جایی که با جاذبهای به نام گلوری پرادا آشنا میشود. گلوری تصمیم میگیرد آبل را تسخیر کند و او به تدریج تحت تأثیر او قرار میگیرد و در نهایت با او ازدواج میکند. پس از شنیدن این خبر، مادر آبل از غم میمیرد و جوآن با دیو، یک ماهیگیر، ازدواج میکند.