خط داستانی
در پی ردیابی جعلکنندگان، کارآگاه کریگ در تعقیب آنهاست. مظنون به جیمز دالتون میافتد که پولهای تقلبی را از طریق "فنسهای" بیخبر رد و بدل میکند. دالتون پولهای بد را بر روی جوانی به نام باب بریرلی میگذارد و زمانی که این موضوع کشف میشود، دالتون مانند همیشه فرار میکند در حالی که باب بیگناه دستگیر و محکوم میشود. پس از آزادی، باب با مِی ادواردز آشنا میشود که برایش شغلی در بانکش پیدا میکند. وقتی دالتون به بانک میآید تا آن را برای سرقت بررسی کند، با باب برخورد میکند و سعی میکند او را به عنوان همدست جذب کند. باب که با مِی ازدواج کرده، رد میکند. دالتون باعث میشود او شغلش را از دست بدهد و به خاطر تلاشهای مداوم دالتون، باب مجبور به پیوستن به او میشود. کریگ که دالتون را زیر نظر دارد، میداند که باب به میل خود در این کار شرکت نمیکند. کریگ سرقت را ناکام میگذارد و پس از یک تعقیب و گریز با قایق موتوری، دالتون دستگیر میشود و باب تبرئه میشود.