خط داستانی
ویلیکن جوان، مادر عزیزش را ترک میکند تا به سفری برای جستجوی ثروت در سرزمینی بیگانه برود. کلبه کوچک او نزدیک سواحل واقع شده است. آبهای دریا به دست گروهی از دزدان دریایی طلاطلب آلوده شده است که هر کشتیای را که به راهشان میخورد غارت میکنند. پس از اینکه یکی از جنایات خود را با موفقیت انجام میدهند، طوفانی به سراغشان میآید و مجبور میشوند از کشتی در حال غرقشان با یک قایق کوچک خارج شوند و صندوقی از اشیای قیمتی را به سمت ساحل ببرند.