متین
برلین، پایان دهه هفتاد. متین شش ساله در کراسبرگ زندگی میکند. او ترک است و در شش سالگی هنوز کارهای زیادی دارد. مدرسه نمیرود و والدین هر دو کار میکنند. اغلب اوقات متین تنهاست و باید خریدها را انجام دهد، به خواهر کوچکترش رسیدگی کند و در خانه کمک کند. آنه، دختر آلمانی همسن او، به تازگی به ساختمانی که روبروی آنهاست آمده است. او با متین دوست میشود و او که از راهش آگاه است به او کراسبرگ را نشان میدهد. آنها تفاوتهای زبانی را بیش از آنکه تقسیمکننده بدانند، مضحک میدانند. با این حال دوستیشان با درک کمی از هر دو سو روبهرو میشود. کودکان ترک از آنه خوششان نمیآید و آلمانها دوست ندارند با متین بازی کنند. بنابراین آنها بیشتر به خود میپردازند. وضعیت به طور فزایندهای دشوار میشود، اما آنا ایده بزرگی دارد تا به مدت کوتاهی تعادل پیشداوریهای هر دو طرف را به هم بریزد.