به من اعتماد کن، میمیری
در انگلستان، دکتر گرگ فنگ یک استروئید فوقالعاده (SS160) اختراع میکند که میتواند تقریباً تمام بیماریها و اختلالات (از جمله ناتوانی جنسی و احمق بودن) را درمان کند و به طور کلی فردی فوقانسانی بسازد. اما وسواس او نسبت به این داروی فوقالعاده، او را به سمت عدم تعادل روانی سوق میدهد. پس از مرگ همکارش، فنگ با داروی شگفتانگیز خود به هنگ کنگ بازمیگردد و با دوست قدیمیاش دکتر مایک چاو (مارک چنگ) همکاری میکند. مایک (که کلیههای بازار سیاه میفروشد) سپس دوست دختر فنگ، ویویان را تحت تأثیر قرار میدهد و او نیز به او علاقهمند میشود (!). فنگ این رابطه را بهانهای برای انجام آزمایشات پزشکی انسانی میداند و شروع به انجام آزمایشات پزشکی مخفی بر روی دکتر چاو و همچنین تعدادی از بیماران دیگر، به ویژه شامل پلیس چان سام میکند که به تدریج به فردی فوقانسانی تبدیل میشود.