کبیر هایدوت
Kibar Haydut
مردی که مدت طولانی تحت تعقیب پلیس بوده، خود را به عنوان یک مسافر قاچاقی پنهان میکند و در یک کشتی مسافری مخفی میشود. صاحب کشتی، دختر نازپرورده یک خانواده ثروتمند است که نامزدش او را ترک کرده است. دختر با جوانی که در کشتی پنهان شده آشنا میشود و به او علاقهمند میشود. وقتی به استانبول میرسند، او جوانی را که در طول سفر با او بوده به خانوادهاش معرفی میکند. خانواده ثروتمند برای دوستانشان مهمانیهایی در خانه برگزار میکنند. نامزد دختر نیز در این مهمانیها شرکت میکند. اما مردی که به چنین مهمانیهای اجتماعی عادت ندارد، نمیتواند خود را در این جمع جا کند.