غریبهای در شام
ادیت، یک یتیم جوان، به عنوان پیشخدمت استثمار میشود و توسط پدر خواندهاش مورد آزار قرار میگیرد. اما او یک رویا دارد: میخواهد ستاره شود. یک روز، اورینت اکسپرس که هرگز در ایستگاه کوچک مقابل کافهای که در آن کار میکند توقف نمیکند، به دلیل یک حادثه فنی مجبور به توقف میشود. و از یک واگن، گروهی از رقاصان خارج میشوند که شروع به تمرین در برابر چشمان شگفتزده ادیت میکنند. او با کارگردان گروه، ستاره رقص زیبا هری بلمنت آشنا میشود که به زیبایی و استعداد طبیعی او علاقهمند است. وقتی او پدر آزاردهندهاش را ترک میکند تا به وین برود، هری غایب است. او تقریباً توسط یک مرد شهوتران فریب میخورد اما پس از یک فرار نزدیک، از طرف تریبرگ، صاحب رستورانی که در آن شام خورده بود، شغلی دریافت میکند. تریبرگ او را پیدا میکند، او را به عنوان رقاص استخدام میکند و این دو به زودی موفقیت فوقالعادهای کسب میکنند. یک ستاره متولد میشود اما، با درک اینکه او در اولویت دوم قرار دارد، ترجیح میدهد ناپدید شود.