اگر قطاری نمیآید
If A Train Is Not Coming
یک مهندس جوان به یک شهر کوچک استانی میرسد و با یک بازرس پلیس ترافیک، یک مربی رانندگی و یک مدیر مهندسی کارخانه کنسرو آشنا میشود. از سر بیحوصلگی، بازرس به یک رانندهای که قوانین را نقض نکرده است، جریمه میدهد. مربی رانندگی از موقعیت خود برای فریب یکی از دانشآموزانش استفاده میکند. برای پر کردن وقت، مدیر مهندسی وقت خود را صرف توطئهچینی میکند. این اشتیاقها به نظر میرسد تنها چیزی است که این سه نفر برای آن زندگی میکنند.