خرگوشهی سریع و چابک
یک خرگوشهی شاداب فقط برای یک چیز زندگی میکند: لذت از مسابقه دادن با سرعت بالا. اما مادرش به او هشدار میدهد که آرام برود و احتیاط کند، زیرا بدبختی ممکن است در گوشهای در انتظارش باشد. وقتی پسر از نصیحتهای مادر خسته میشود، از خانه خارج میشود و به سمت بیابان میدود. در همین حال، یک شرور بدجنس وارد داستان میشود و از مادر خرگوشه به عنوان بارکش استفاده میکند. خرگوشه سالها بعد برمیگردد و متوجه میشود مادرش گم شده است. وقتی خرگوشه میفهمد چه اتفاقی افتاده، به عمل میپردازد و با رفتار غیرمنطقیاش به دنبال مادرش میرود. سپس با استفاده از سرعت و قدرت بالایش، به شرور ضربهای محکم میزند و مادر عزیزش را آزاد میکند. داستان با خوشحالی مادر و پسر که در شادی خانوادگی غوطهورند، به پایان میرسد و مادر خرگوشه به طور ناخواسته اعتراف میکند که احتیاط شدید همیشه تنها راه درست نیست.