مایا
Maya
مایا که پنجاه سال نزدیک است، مادر مزاحم او را با دکتری آشنا می کند و برای درمان هر هفته پول می فرستد. ملاقات با دکتر نا موفق می شود، اما ایده ای به ذهن می آید که به جای استفاده از پول مادر برای درمان، به کلاس رقص برود. در آنجا با ساشا آشنا می شود؛ رقصی که او را به خود میکشاند و کم کم می فهمد که در رقص و شاید در ساشا، خود را یافته است.