اسکار
Oskar
اسکار؟ او راننده من است. و تینا، خدمتکار من، باید چمدان من را با خود به بارون برده باشد - چمدانی که دخترم باید با آن نامزد میشد. اما حالا او با اسکار بچهدار شده است. و یکی از افراد من بیش از 300,000 کرون دانمارکی از من دزدیده است، زیرا او میخواهد با دخترم که دختر من نیست، ازدواج کند. و حالا آن دختر با تمام جواهرات من فرار کرده است.