در زمان خود؛ در زمان من
Seinerzeit zu meiner Zeit
Inge Peters وجدان گناهکاری دارد. او به مادرش گفته بود که با دوستش باربارا به خانه آخر هفته کنار دریاچه میرود، اما در واقع، دختر شهوتی با او پِتر را همراهم میبرد. او میترسد که اگر مادر بفهمد، دوباره به او بازخواست خواهد کرد، با شعار «در زمان تو هم مانند من بود» شروع میکند. بنابراین اینگ شبها در تخت خوابش خیالپردازی درباره دختران جوان که تابوهای اخلاقی را میشکنند میکند… دقیقاً همان کاری که او انجام داده بود و حالا باید مادرش را فریب دهد. صبح روز بعد، او به سوی ساحل دریاچه میدود تا با پِترش وقت بگذراند، اما مادر را میبیند که مقابل دو نوجوان جوان ایستاده است.