صندلی انسان
The Human Chair
پس از رفتن همسرش به کار، نویسنده جوانی با نام اختیاری یوشیکو صندوق پستی پر از نامههای نویسندگان جوان دیگر را میخواند. یکی از نامهها از ناشناس است و ادعا میکند که جرم انجام داده است. نویسنده از خانواده یا دوستان بیبهره است و ادعا میکند که «به اندازه توصیف زشت است»… او سازنده صندلی است و به کارش و تمام صندلیهایی که میسازد عشق میورزد و حتی ارتباطی ناملموس با کارش قائل است