برخوردها
Encounters
مادلین با رویاهای تکراری از گذشته اش دچار نگرانی است. آسودگی زندگی و موقعیت اجتماعی اش کافی نیست تا خاطرات ترسناک مرگ برادرش که مادلین تقصیر آن را به گردن میکشد را از بین ببرد. کابوس ها او را با تصاویر برادرش آزار میدهند و به واقعیت نیز گره میخورند. وضعیت شکننده ذهنی مادلین باعث میشود باور کند برادرش بازگشته تا او را به قتل برساند. شوهرش ناپدید میشود و مرد غریبهای از گذشته او به جانش تهاجم میآورد. تعقیب و گریز افزایش مییابد و حقیقت در اوج ترس فاش میشود — زندگی مادلین هرگز مانند قبل نخواهد بود. بازگشت به خانهای که در آن بزرگ شده، مادلین تلاش میکند تا با این که چرا به سبب مرگ خانوادهاش متهم بود، کنار بیاید