پاپیلیو
Papilio
فرانتیسک سیپل جوانی است از خانوادهای ساده او از یک مدرسه واقعاً فارغالتحصیل شده بود و قصد داشت تکنولوژی بیاموزد اما هنگام اشغال مجبور شد به عنوان دستیار کارخانه کار کند در آنجا با مردی پیر به نام تلِک که همگان او را هربِ میشناسند آشنا میشود او با بیمبالاتی نسبت به کار و دامعذرخواهی از زنان به طور پرشوری عشق میورزد فرانتیسک که توسط بارون پاپیلیو خطاب میشود پر از ایدههای جوانی است در حالی که بارون از سوی دیگر نمونهای از خودپسندترین فردگرایی است او از شاگرد دانشکده بازرگانی و بازیگر تئاتر به عضوی از گالری قبل از جنگ راه یافته است او باجخواهی میکند دزدی میکند به زنان توهین میکند و به نحوی خود پاپیلیو را نیز آزار میدهد