روشن کن تا آتش نشانی می آید
Zünd an, es kommt die Feuerwehr
داستانی اخلاقی از زمان پادشاهی ***ن. ایستگاه داوطلب آتش نشانی وین سِیبنتال کاری برای انجام ندارد. وقتی قهوه خانه محلی در وضعیت بسیار فرسوده است اما صاحبش پول بازسازی ندارد، آتش نشانان با آتش زدن به آن کمک می خواهند اما نتیجه مطلوب نیست. به دنبال شیء جدیدی برای آتش زدن می گردند، زندان ظاهراً خالی. تنها یک زندانی وجود دارد که کاپیتان کادن به طور قهرمانانه نجاتش می دهد