چه شیر بزرگی!
کاپیتان و بازرس در حال شکار شیرها در آفریقا هستند، اما تلاشهای آنها برای نزدیک شدن با زنگهای هشدار و کفشهای جیر جیر دار مختل میشود. خوشبختانه، یک شیر آماده برای آنها وجود دارد: این بچهها هستند که در لباس شیر پوشیدهاند و با یک بوق "آهاوگا" برای زوزه خودشان. آنها به زودی کاپیتان را تعقیب میکنند، وقتی که لباسشان گیر میکند و کنده میشود. کاپیتان به دنبال آنها میآید، اما بچهها موفق میشوند او را ببندند. به زودی آنها با یک شیر واقعی (خوابیده) روبرو میشوند. آنها آن را تحریک میکنند (در لباس) و سرش را در یک چوب توخالی گیر میاندازند. سپس دوباره به کاپیتان توهین میکنند و او را به سمت چوب میآورند، جایی که شیر هنوز گیر کرده است؛ او با یک تخته به آن ضربه میزند و آن را بیرون میآورد، سپس سعی میکند لباس را در حالی که بچهها از پشت به او نزدیک میشوند، بردارد. تعقیب اجتنابناپذیر به آرامی شروع میشود و سپس به سرعت به سمت یک غار میرود.