رمان یک جوان فقیر
Le Roman d'un jeune homme pauvre
ماکسیم دو شامپسی، یک مارکیز ورشکسته، توسط لاروک ثروتمند استخدام میشود و به دخترش مارگوریت علاقهمند میشود. او نیز به او علاقه دارد اما به دلیل این باور که او یک شکارچی ثروت است، او را رد میکند.