چه شبی!
دختر یک صنعتگر، دوروتی وینستون، ترتیب میدهد که در یک روزنامه کار کند که پدرش مقدار زیادی تبلیغات در آن قرار میدهد. جو مدیسون، پسر خبرنگار سردبیر روزنامه، پیشنهاد میدهد که به او آموزش دهد. یک تیرانداز استخدام شده توسط مایک کورنی به زندان میافتد و دوروتی موفق میشود با او مصاحبه کند و او را وادار به افشای محل یک چک باطل شده کند که کورنی را به پترسون، یک رئیس سیاسی فاسد، مرتبط میکند. دوروتی و جو چک را به دست میآورند و جو به پدرش زنگ میزند تا او را به چاپ یک افشاگری از پترسون ترغیب کند. اما کورنی چک را پس میگیرد و پترسون یک شکایت افترا علیه روزنامه مطرح میکند. دوروتی چک را دوباره به دست میآورد و شواهد عکاسی برای متهم کردن بیشتر پترسون و کورنی به دست میآورد. دوروتی و جو تصمیم میگیرند داستان زندگی خود را با یکدیگر بنویسند. یک فیلم گمشده.