کلارنس
Clarence
کلارنس اسمیت یک سرباز سابق است که به دلیل شنیدن یک مشاجره خانوادگی، توسط آقای ویلر برای کارهای مختلف استخدام میشود. خانواده ویلر در حال گذراندن دوران پرتنشی هستند - خانم ویلر از سوی همسرش احساس بیتوجهی میکند و به وایولت پینی، معلم بچهها، حسادت میورزد. دخترشان، کُرا، در حال برنامهریزی برای فرار با منشی پدرش، هیوبرت استم، است. در همین حال، پسرشان بابی، به خدمتکار توجه میکند.