برفزده
Snowblind
هیو گارت از قانون در شمال غربی یخزده کانادا پنهان شده است، به همراه برادر جوانش پیت و پرستار سابق پیت، بلا که به هیو عشق میورزد. وقتی دختری گمشده و برفزده به اردوگاه آنها میرسد، هیو به او علاقهمند میشود و او را در مورد سن و رابطه پیت و بلا فریب میدهد، به امید اینکه توجه دختر به خود جلب کند. اما وقتی بینایی دختر بازمیگردد، او حقیقت را متوجه میشود و درمییابد که پیت به او علاقهمند شده است. اما طبیعت بیرحم هیو اکنون تهدیدی برای هر دوی آنهاست.